تبليغاتX
عاشقهای تنها



من مرغ آتشم
 می سوزم از شراره این عشق سرکشم
 چون سوخت پیکرم
 چون شعله های سرکش جانم فرو نشست
 آنگاه باز از دل خکستر
بار دگر تولد من
 آغاز می شود
و من دوبارهخ زندگیم را
 آغاز می کنم
پر باز می کنم
 پرواز می کنم

 

درسته...تولده !!ولی تولد کیه؟؟راهنمایی می کنم...تولد یه ته تغاریه

 

 

تولد تولد تولدم مبارک...مبارک مبارک تولدم مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 3:56 توسط kaveh |



 زخمي عميق در روح
دردش اشک ها يت را جاری میکند
اشک ها روی برف ها می افتد
پا ها یت سنگین است و پرده ای از اشک جلوی چشمانت
نمی توانی از خودت دفاع کنی در برابر ان همه درد
فکر می کنی فرو ا فتا ده ای خیلی وقت پیش
و این را حالا می فهمی که
چه دیر
دیگر حالا خاکی نیست تا تن یخ زده ات را در ا غوش بگیرد
و انچه می بینی خاک سرد غربت است و خا مو شی
اینجا برای تو جایی نیست
حتی صحرا یی که بتوان ماری در ان یافت
شاید ان بالا جایی برایت با شد
شاید...

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 3:56 توسط kaveh |