
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش ازابتذال شکننده تر بود
هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گور کن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار بر گزیدن
و از خویشتن خویش
پارویی بی افکندن...
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

+
نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 15:24 توسط kaveh
|

